تبلیغات
شهدا شرمنده ایم... - شهید هادی امینی
شهدا را به خاک نه بلکه به خاطره ها بسپاریم...
. مقام معظم رهبری : شهادت بالاترین پاداش و مزد فی سبیل الله است *** هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
درباره ما
باسلام...
به وبلاگ "شهدا شرمنده ایم..." خوش آمدید.
نویسندگان
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
مطالب اخیر وبگاه

زندگی شهید از زبان همسرش

«در قاموس شهادت واژه وحشت نیست »         ( امام خمینی ) 

با عرض تبریك خدمت امام زمان (عج) و امام خمینی .

شهید مهندس هادی امینی فرزند حسین ‚ در فروردین ماه سال 1332 در خانواده ای مذهبی و متوسط واقــــع در خیابان خیام تهران چشم بجهان گشود . تحصیلات خود را دبستانی واقع در قنات آباد شروع كرد . بعد از اتمــــــام تحصیلات دبستانی به دبیرستان قریب رفت و تحصیلات خود را در آنجا ادامه داد . بعد از اخذ دیپلم به تكنیكــــوم نفیسی تهران رفت و بعد از گرفتن فوق دیپلم به خدمت سربازی رفته پس از 2 سال خدمت در سال 53 با شركــت در كنكور مهندسی تكنیكوم تهران ‚‌در رشته مهندسی میكانیك ادامه تحصیل داد و در تأسیسات تخصص گرفت . فعالیت سیاسی خود را قبل از انقلاب شروع كرد .

 


او همیشه برای شهادت آمادگی داشت ‚ در صبح تاسوعای 57پس از نوشتن وصیت نامه و خدا حافظی از خانـــواده اش كه هیچ امیدی به بازگشت او نداشتند ‚ بدنبال خبرنگاران خارجی رفت تا رژیم نتواند خبرهای دروغ را رایج كند . پس از آن در تمام تظاهرات فعالانه شركت داشت ‚ قبل از شروع تظاهرات در جاهای بلند صبح زود می ایستــاد و حركات مردم را زیر نظر گرفته و جمعیت را تخمین میزد و همواره نوید پیروزی میداد .

 

قبل از آنكه فكر فرار شاه به مغز كسی خطور كند‚ ‌پیش بینی فرار شاه را می كرد ‚‌قبل از ورود امام همیشه می گفت شاه فرار می كند و امام می آید  «جاءالحق و زهق الباطل » و حكومت اسلامی و قوانین اسلامی در ایران جـــــاری خواهد شد ‚ در حالیكه با مخالفت های بسیاری روبرو میشد ولی بر سر عقیده اش ایستادگی می كرد .شهید در نقـل و انتقال مجروحین و در جمع آوری شیشه ‚ پنبه ‚‌دارو و … شركت میكرد .

 

 

در اولین روزهای گشایش دانشكده به افشای افرادی از قبیل ضد الدین و ….. پرداخت . زمانیكه هیچكس او را نمـی شناخت و در همان دوران تحصیلات در افشای منافقین كه هنوز بدین شكل منزوی نشده بودند ‚ نقش مؤثــــــری داشت – بعد از 22 بهمن 57 كه حزب جمهوری اسلامی اعلام موجودیت كرد ‚ به حزب رفته و ثبت نام كــــــرد و دیگران را نیز به ثبت نام در این حزب الهی دعوت كرد و خود نیز در آنجا مشغول به فعالیت شد .

 

 

پس از تشكیــــل بنیاد مستضعفان به آنجا رفت و سر پرست یكی از گروههای جمع آوری شد ‚ و خودش نیز مانند دیگران به جمـــع آوری اثاثیه ها می پرداخت ‚‌حتی در روزهای گرم ماه رمضان . ابتداء كار خود را رایگاه آغاز كرد و بعد از چند مـــاه بنیاد حقوق مختصری ‚ 2 یا 3 تومان برایشان در نظر گرفت . بعد از او خواستند مدیر عامل شركت یكران ( ایـــران ناسیونال ) شود ‚ ولی چون اصولا از كارهای اینچنینی خوشش نمی آمد نپذیرفت ‚ همیشه بدنبال كارهای بی ســر وصدا و پر زحمت می رفت . بعد از بیرون آمدن از بنیاد مستضعفان در واحد استان تهران حزب جمهوری به فعالیت خود بطور رایگان ادامه داد .

 

 

سپس شنید كه استانداری تهران احتیاج به كار راه اندازی دارد و بنا بر این به آنجا رفت و چند ماه صبح ها از ساعت 7 تا 10 شب كار میكرد و در آبرسانی دهات دور افتاده بدون هیچ چشمداشتی سعـــی بسیار كرد كه البته بعد از چند ماه استانداری برای ایشان حقوقی در نظر گرفت ‚‌سپس بدون توجه به اعتراضات كـه چرا شغل ثابتی اختیار نمی كند به حزب جمهوری بازگشت و در داحد مهندسین به فعالیت ادامه داد . او معتقد بود باید به جائی برود كه احتیاج به وجودش باشد بنا بر این هر چند ماهی صیح .زود تا آخر شب كار مداوم میكــــرد و پس از اینكه كارها را راه می انداخت و كار روی غلتك می افتاد به ارگان دیگری میرفت .حتی این اواخر كه در حزب جمهوری كار میكرد چند ماهی حقوق مختصری گرفت ولی ماههای آخر حقوقی هم نگرفت و حقوق ماههـــــــای اخیرش را به حساب 100 واریز كرد . او یكبار تصمیم به رفتن به جنهه گرفت كه موفق نشد .

 

 

هنگام كاندیدا توری بنی صدر در روشن ساختن اذهان سعی فراوان داشت ‚ مقابل لانة‌جاسوسی كه برای بنی صــدر تبلیغ می كردند حضور پیدا می كرد تا مردم را روشن كند . بعد از ریاست جمهوری او نیز سعی فراوانی در افشــای خط امریكایی بنی صدر داشت از دولت مكتبی رجایی با جان و دل حمایت می كرد . او علاقه شدیدی به دكتــــــر بهشتی داشت و از اعماق قلبش از ایشان حمایت میكرد هنگام دفاع از او رگهای گردنش متورم میشد و معتقد بــود انقلاب ما پیروز خواهد شد و تا زمان انقلاب مهدی (عج) ادامه خواهد داشت او نیز مظلوم بود ....

 

 

می گفت تا وقتی بهشتی را دوست دارم كه در خط امام باشد به امام عشق می ورزید . سخنرانیهای امام را با دقت گوش میكرد و تحلیل می كرد – گزارشات مجلس خبرگان و شورای اسلامی را با دقت پیگیری می گرد ‚ خلوص نیت داشت و كار میكرد . با اینكه یكبار تا مرز شهادت رفت ولی چون به دكتر بهشتی عشق می ورزید همراه این یار حسین و در جائیكه برایش مقدس بود ‚‌در این كربلای ایران یعنی در حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسید . خدا را شكر كه خون این 72 تن شهید ‚‌حسن نیت حزب را به اثبات رساند. 



نویسنده علی حاضری در 05:00 ق.ظ | نظرات()
سه شنبه 29 فروردین 1396 10:28 ب.ظ
Nice blog here! Also your web site loads up fast! What web host are you
using? Can I get your affiliate link to your host? I wish my website loaded up as fast
as yours lol
چهارشنبه 23 فروردین 1396 11:46 ب.ظ
I know this website offers quality dependent posts and extra information, is there
any other site which gives such data in quality?
دوشنبه 31 شهریور 1393 12:45 ب.ظ
بسیار زیبا به منم سری بزن
شنبه 29 شهریور 1393 12:39 ب.ظ
با سلام وب خوبی دارید خواهش می کنم از وب منم دیدن کنید خوشحال میشم اگر راجع به وبم نظر بدهید
در پناه حق
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
وصیت نامه شهداء
وصیت شهدا
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
برچسب‌ها
وبلاگ های به روز
لیست وبلاگهای به روز شده
طراح قالب